۱۳۸۹ شهریور ۱, دوشنبه

خطاب به کساني که جان شيرينشان در حکومت جور و ظلم خامنه اي به ستوه آمده است ،جان شيرين است دست نگه داريد

من يک عاشق احساسي - افراطي بودم عشقم از دستم رفت و در بن بست زندگي جانم به ستوه آمد و بعبارتي جان به لب شدم .اقدامي ناموفق داشتم . اما معجزه آسا ماندم و امروز مي گويم «وه ! زندگي چه زيباست».کساني که دست به چنين خطايي مي زنند و خودکشي مي کنند بهتر است رازهاي نهفته در دل خود را براي ديگران بازگو نمايند .متاسفانه حکومت اسلامي افشاي بسياري رازها را براي ما خطرناک و معادل مرگ قرار داده است . در دين مسيحيت شما مي تواني بروي پيش کشيش و همه چيز را بازگو کني و سبک شوي اما مي نمي تواني در ايران بروي پيش يک آخوند کثيف ننه قمر و بگويي من فلان خطا را مثلا خطاي جنسي را مرتکب شده ام .اگر زن باشي همانجا بايد بهره حاج آقا را بپردازي ، تازه اگر به يکبار بسنده کند . و اگر مرد باشي تاوان سخت شلاق تا زندان و اعدام را بايد براي خودت متصور باشي.عزيزاني که در رنج و گرفتاري هستيد به ديگران قابل اعتماد راز خود باز گوييد و از اقدامي که در سر داريد بپرهيزيد که «وه ! زنگي بس زيباست ».